در دوران بحرانهای جهانی، اقتصاد باید دگرگون شود تا بتواند با چالشهایی مانند تخریب محیطزیست، نابرابری و بیثباتی اجتماعی مقابله کند. این دگرگونی بر اصولی استوار است که بر پیوند انسان و طبیعت، محدودیت منابع، عدالت، برابری و طراحی نظامهای بازآفرین و پایدار تأکید دارند. همچنین نگاه میانرشتهای و مشارکت مردم در تصمیمگیریهای اقتصادی از پایههای اصلی این رویکرد نو به شمار میرود.
در این نگرش تازه، هدف تنها رشد اقتصادی نیست بلکه ایجاد تعادل میان رفاه انسان و سلامت سیاره است. برای رسیدن به چنین اقتصادی باید از الگوهای مصرفگرایانه فاصله گرفت، ارزشهای همبستگی و همکاری را تقویت کرد و سیاستهایی را به کار گرفت که بازتوزیع عادلانه منابع را تضمین کنند. اقتصاد آینده باید انعطافپذیر، انسانی و اخلاقمحور باشد تا بتواند پایداری زندگی و طبیعت را در بلندمدت حفظ کند.
