وضعیت کشور در یک دهه اخیر چنان بحرانی بوده که هیچ جناح سیاسی که در این برهه زمانی اختیار دولت در ایران را در دست داشته، قادر به دفاع از نتایج و عملکرد آن نیست. خدا را شکر همه گروه های اصلی سیاسی، در نهادهای اجرایی اعم از شهرداری ها ، مجموعه های زیر نظر رهبری و دولت ها مسئولیت داشته اند و امروز باید پاسخ بدهند که در این یک دهه چه کرده اند که ارزش پول ملی به کمتر از سه درصد سال 1394 رسیده است؟
با چه عملکردی و ذیل چه حجم ناکارآمدی کشوری که سرشار از منابع گازی و نفتی است به ورشکستگی در عرصه تامین انرژی خانگی و صنعتی رسیده است؟ وضعیت اقتصادی مردم، بیش از 70 درصد جامعه، در بحران کامل و به سختی سپری می شود و اکثر صاحبان صنایع خرد و کلان که از گروه های "رانت خوار" نیستند، از این شرایط به ستوه آمده اند و به خود دشنام میدهند که چرا وارد عرصه تولید شده اند!
هسته سخت قدرت و تصمیم سازان در نظام هم اگر ایرادی ندارد، پاسخ بدهند آیا استراتژی های آنها و تاکتیک هایی که به کار بردند چه در عرصه داخلی و انسجام ملی و چه در عرصه بین المللی و تعاملات دیپلماتیک، به رفاه، عزت و سعادت دنیوی و اخروی مردم منجر شده است؟ آنچه امروز میبینیم، جامعه ای مملو از دو قطبی های متعدد و اختلاف نظر در مسائل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی و در کنار آن یاس و ناامیدی بخش قابل توجهی از مردم به خصوص جوانان در باب آینده است. تقریبا تمام نظرسنجی ها در چند سال اخیر و حتی مشارکت مردم در انتخابات، نشان دهنده شکاف عمیق بین تصور حاکمان و مردم از شرایط کنونی است. آمار و ارقام در عرصه مهاجرت نخبگان، خروج سرمایه از کشور، حدود 8 سال تورم بالای 40 درصد و افزایش جمعیت زیر خط فقر به 60 درصد و بسیاری مولفه های دیگر که بیان آن ملال آور شده، نشان دهنده این امر است که مردم ما از این حجم ناکارآمدی خسته شده اند؛ ولی چاره ای جز سکوت و ادامه زندگی با روند موجود ندارند.
از منظری دیگر نمایندگان مردم باید پاسخ بدهند که چرا کشور هنوز در حوزه قانون گذاری با هزاران مشکل مواجه است و به جای انجام وظایف قانونی شان، بخش قابل توجهی از حضرات در حال تردد با مسئولین اجرایی برای انتصاب این و آن هستند؟! تدوین قوانین جنجالی و بی اثر، نظارت بسیار ناچیز بر عملکرد دولتها و عدم برخورد با فساد ها در حیطه وظایف مجلس و نبود یک نگاه ملی و جامع ، بخش کوچکی از ضعف های نهاد قانون گذاری کشور است. مجلس ما برای پیش بینی و حل مشکلات عظیم کشور چه کرده است؟ اگر کار بزرگی کرده اند، چرا شرایط در بخش های مختلف چنین ویران و بهم ریخته است؟
و بخش مهم ماجرا، به قول حضرات " العدل اساس الملک". قوه قضائیه ما باید پناه مظلومان باشد و با فسادهای بزرگ ساختاری و رانت های بی شمار عیان، برخورد غیرجناحی و سیاسی کند و اموال مردم را به آنها برگرداند. چرا که اکثر شرکت ها و اشخاصی که امروز غول های اقتصادی ایران هستند یا در لیست ابر بدهکاران بانکی حضور دارند یا از کاسبان تحریم هستند و از فروش زیر قیمت دارایی های این مردم ارتزاق کرده و امروز چنان فربه شده اند که کسی توان مقابله با آنان را ندارد و یا جزء گروهی هستند که در حجم وسیع ارز ترجیحی و مفت دریافت می کنند و منت تامین مایحتاج و ارزاق مردم به چند برابر قیمت را بر سر ما می گذارند.
پس عملا قوه قضائیه باید حق الناس را از اینان بستاند و این وظیفه ذاتی او به عنوان مدعی العموم است. البته نه به شیوه کنونی و به صورت گزینشی؛ گاهی " برخورد مومنانه" و زمانی برخورد به شدت سختگیرانه!
سخنان اخیر سیف، رئیس اسبق بانک مرکزی در مورد "سلطان سکه" واقعا دردآور بود.
در مورد دولت ها خودمان و مردم را خسته نکنیم. یکی از یکی بدتر و مدعی تر. آمارهای متعدد از ساختن و آباد کردن، کاهش قیمتها در آینده نزدیک ، نسبت دادن مشکلات به دولت قبلی و تحریمهای بین المللی و تاثیر آن بر معیشت را بارها از زبان دولتمردان شنیده ایم. گویی مردم از مشکلات آگاه نیستند!
حضرات! آنچه شما بیان می کنید را مردم لمس می کنند و در زندگی روزمره با آن مواجه هستند، راه حل شما چیست؟
اما شاید بگویید، روضه ای که تو خواندی را ما از بر هستیم؛ چه باید کرد؟ چه می شود؟ چه گزینه هایی پیش روی کشور وجود دارد تا معضلات به تدریج حل شود؟ برخی از راهکارها مثل روز روشن است و همه می دانند اما در باب برخی نکات ابهام و اختلاف نظر اساسی وجود دارد. ما در این رسانه به قدر وسع میکوشیم در آینده ای نزدیک به این نقاط که اغلب تاریک هستند، نور بتابانیم.
به عقل ناقص حقیر، همه عقلا و زعمای قوم به این نتیجه رسیده اند که باید تغییرات ساختاری از درون حاکمیت آغاز شود و دولت ها و نهادهای اجرایی چابک و برخط شوند. در باب چگونگی تغییر به سوی توسعه و پیشرفت، از یمین تا یسار حرف های متفاوت بیان می شود اما باید بر روی زمین راه رفت و بر اساس داده های دقیق سخن گفت و خواب و خیال را به جای برنامه و دستاورد، به دروغ، به مردم اطلاع نداد. بدانید که مردم می دانند شما در این سالها با ایران ما چه کرده اید. تغییر روش داده و به عصر گروگان گیری پایان دهید. ابتدا رانت غیرمولد را به رانت مولد تبدیل کنید. گروههای ذی نفوذ را با روشهای متنوع به آرامی به حاشیه برانید و قس علیهذا!
این جامعه در تمام ابعاد زندگی و معیشت اش، توسط عده ای به گروگان گرفته شده و تاب آوری مردم در برابر این فشارهای ترکیبی قابل محاسبه دقیق نیست.این مردم لایق بهترین ها هستند و آنچه امروز میخواهند زندگی عزتمندانه و در آرامش است، میخواهند از تکنولوژی روز به قیمت واقعی بهره مند شوند و نام کشورشان را در همه جای دنیا با صدای بلند و با حسی سرشار از غرور فریاد بزنند.
