چند ماهی است یک خبرنگار و چند صفحه در فضای مجازی در حال انتشار اخباری دال بر فساد در عرصه نفت و پتروشیمی کشور هستند. اگر این امر بر اساس مبارزه با فساد طراحی شده بود و اخبار منتشر شده همه صحیح بودند، امری مبارک بود و می شد آن را اقدامی قابل ستایش ارزیابی کرد اما وقتی شنیده می شود که حق السکوت های چند ده هزار دلاری از مدیران عامل پتروشیمی طلب می گردد، دیگر این اعمال در دسته "باج نیوز" دسته بندی می شود و گرفتن ژست مبارزه با جمهوری اسلامی در این شرایط، مرغ پخته را به خنده بیاندازد. بهتر است بگذریم، برای اینکه آنها که باید بدانند، می دانند و انگیزه ها را رصد کرده اند.
این داستان وجه دیگری هم دارد که شاید مهمتر است و آن همکاری برخی افراد ذی سمت در شرکت های مربوطه ، جهت تقویت سامان باج خواهی یا تضعیف مدیر فعلی در جهت عزل به دلیل ناهمسو بودن یا مافیای حضرات! این دیگر خیانت از درون جایی است که آقایان و خانم های مدعی تدین، نان بر سر سفره شان می برند ودر همان زمان اسناد قرارداد و نامه های سازمانی را ارسال می کنند تا منافع آنها تامین شود. البته ممکن است این افراد که منافع مردم هیچگاه برای شان اهمیت نداشته به این ضرب المثل معتقدند که " دیگی که برای من نمی جوشد، سر سگ در آن بجوشد".
این روزها می گذرد و هر که فساد کرده باید جوابگوی مردم ایران باشد و هر چه دزدیده را باید به قیمت طلا پس بدهد. این وعده خداست و با ظلم و فساد نمی توان حکومت کرد اما حساب باج خواهان و مدیران فاسد جاسوس جداست.
"سرخط" به اسنادی دست پیدا کرده که پس از راستی آزمایی منتشر خواهد کرد، تا سیه شود هر که در او غش باشد.
