در حالی که طی روزهای اخیر برخی رسانهها و کانالهای خبری از احتمال تغییر محمد شریعتمداری در مدیریت هلدینگ خلیج فارس سخن گفتهاند، نامهایی همچون عباسزاده و نشانزاده نیز بهعنوان گزینههای احتمالی جانشینی مطرح شدهاند؛ گمانهزنیهایی که تاکنون هیچ تأیید رسمی درباره آنها منتشر نشده است.
در کنار اصل این خبر، آنچه بیش از همه مورد توجه قرار گرفته، تکرار سناریوهایی است که به نظر میرسد هدف آنها قرار دادن مدیران صنعت در برابر یکدیگر و ایجاد فضای اختلاف میان چهرههای فنی و مدیریتی است.
در چنین فضایی، برخی تحلیلها بر این باورند که برجستهسازی و تکرار نام مدیرانی چون شریعتمداری(مدیری که در چند دوره وزیر بوده است) عباسزاده (از فنی ترین مدیران صنعت پتروشیمی که خاطرات بد فرد قبلی در این سمت را از اذهان پاک کرده است) نشانزاده (معاون سابق هلدینگ و مدیرعامل فعلی بید بلند که توسط شریعتمداری حگم گرفته است) در قالب سناریوهای جانشینی رقابت، میتواند زمینهساز انحراف افکار از مسائل اصلی صنعت و ایجاد حواشی غیرضروری باشد.
از این منظر این پرسش جدی مطرح است که تداوم این نوع گمانهزنیها و فضاسازیها، در نهایت به نفع چه جریانها و یا افرادی تمام میشود ؟ چه منفعتی با تضعیف تمرکز مدیران و ایجاد حاشیه در صنعت میبرند؟
در شرایطی که صنعت پتروشیمی بیش از هر زمان دیگری نیازمند ثبات، انسجام و تمرکز بر تولید و پایداری عملیات است، تداوم چنین فضایی میتواند به جای کمک به حل مسائل، موجب انحراف توجه از اولویتهای واقعی شود.
از مدیران صنعت هم در چنین شرایطی انتظار می رود بدون ورود به حاشیههای رسانهای، مأموریتهای اصلی خود را دنبال کنند.
چه کسانی از تخریب شریعتمداری، عباسزاده و نشانزاده سود میبرند؟
در حالی که طی روزهای اخیر برخی رسانهها و کانالهای خبری از احتمال تغییر محمد شریعتمداری در مدیریت هلدینگ خلیج فارس سخن گفتهاند...
