تصویب طرح سهمرحلهای تکمیل زنجیره پتروشیمی گلستان از منظر اقتصادی و لجستیکی قابل دفاع است. در صورت محدود شدن پروژه به تولید آمونیاک و اوره، مجتمع با چالشهای مهمی مواجه میشد.
نخست، تأمین خوراک گاز به دلیل قرار گرفتن در انتهای شبکه انتقال، بهویژه در فصل زمستان، میتوانست با محدودیتهایی همراه باشد. وابستگی بالای واحدهای آمونیاک و اوره به خوراک گاز، این مسئله را به یکی از ریسکهای اصلی پروژه تبدیل میکرد.
دوم، فاصله زیاد تا بنادر اصلی صادراتی مانند بندرعباس، هزینه حمل محصولات را افزایش میدهد و از مزیت رقابتی مجتمع میکاهد. از آنجا که اوره محصولی حجیم با ارزش افزوده نسبتاً محدود است، هزینههای لجستیکی تأثیر قابل توجهی بر سودآوری آن دارند.
سوم، نزدیکی به پتروشیمی خراسان موجب میشود بخشی از مزیتهای منطقهای و بازارهای هدف از پیش توسط یک تولیدکننده فعال پوشش داده شده باشد. در چنین شرایطی، اتکای صرف به تولید آمونیاک و اوره میتوانست رقابتپذیری پروژه را کاهش دهد.
از این رو، حرکت به سمت تکمیل زنجیره ارزش و تولید محصولات با ارزش افزوده بالاتر نسبت به تولید صرف آمونیاک و اوره، رویکردی منطقیتر به نظر میرسد. این راهبرد میتواند وابستگی به نوسانات بازار جهانی اوره را کاهش داده و درآمد پایدارتر ایجاد کند.
همچنین توسعه صنایع پاییندستی، علاوه بر افزایش ارزش افزوده، زمینه ایجاد اشتغال بیشتر و تقویت زیرساختهای صنعتی استان گلستان را فراهم خواهد کرد.
در مجموع، با توجه به موقعیت جغرافیایی پتروشیمی گلستان، فاصله از بنادر اصلی صادراتی و چالشهای تأمین خوراک، تکمیل زنجیره ارزش را میتوان تصمیمی هوشمندانه و راهبردی برای آینده این پروژه دانست.
تصمیمی هوشمندانه؛ تکمیل زنجیره ارزش در پتروشیمی گلستان
تصویب طرح سهمرحلهای تکمیل زنجیره پتروشیمی گلستان از منظر اقتصادی و لجستیکی قابل دفاع است. در صورت محدود شدن پروژه به تولید آمونیاک و اوره، مجتمع با چالشهای مهمی مواجه میشد.
