در شرایط تورم بالا، تصمیمات مالی خانوارها بیش از پیش تحت تأثیر سوگیریهای رفتاری قرار میگیرد. شواهد نشان میدهد در محیطهایی با تورم بالای ۲۰ درصد، سهم تصمیمات غیرعقلایی تا حدود ۳۰ درصد افزایش مییابد. تورمهای بالای ۴۰ درصد نیز موجب میشود بیش از ۶۰ درصد خانوارها دچار خطای لنگر ذهنی شده و قیمتهای گذشته را مبنای قضاوت فعلی قرار دهند. در این میان، برخی با هر جهش قیمت به استقبال خریدهای بیشتر میروند، تورم هم با لبخند از این تصمیمات پذیرایی میکند. همچنین حدود ۵۵ درصد افراد در چنین شرایطی به خریدهای شتابزده روی میآورند تا کاهش ارزش پول را جبران کنند در حالی که این رفتار عملاً هزینههای واقعی آنها را افزایش میدهد.
در همین فضا، پدیده توهم پولی تقویت شده و نزدیک به ۷۰ درصد خانوارها افزایش اسمی درآمد را معادل بهبود واقعی رفاه تلقی میکنند در حالی که قدرت خرید آنها کاهش یافته است. دادهها نشان میدهد خانوارهایی که در معرض تورمهای مزمن بالای ۳۰ درصد قرار دارند تا ۲۵ درصد کمتر به پسانداز بلندمدت تمایل نشان میدهند و بیشتر منابع خود را به داراییهای نقدشونده یا مصرف فوری اختصاص میدهند. این الگوی رفتاری، چرخه تورم را از سمت تقاضا تشدید کرده و ثبات مالی را در سطح خرد و کلان تضعیف میکند.
