خودکارسازی در بازار کار بیش از آن که به سراغ مشاغل کمبازده برود، دقیقاً نقاطی را هدف گرفته که دستمزد بالاتر از گزینههای جایگزین پرداخت میکردند و همین انتخاب، به فرسایش رانتهای دستمزدی انجامیده است. دادههای بازار کار آمریکا نشان میدهد در دوره ۱۹۸۰ تا ۲۰۱۶، وظایفی که خودکار شدند بهطور متوسط ۳۵ درصد دستمزدی بالاتر از بهترین شغل جایگزین برای نیروی کار داشتند و حذف این رانتها مستقیماً به کاهش دستمزد واقعی در این بخشها منجر شد. نتیجه، کاهش نابرابری درونگروهی همراه با افت رفاه نیروی کار است.
پیشرفتی که قرار بود همه را جلو ببرد، عملاً از جیب همانهایی تأمین شد که جلوتر ایستاده بودند. برآوردها نشان میدهد حدود ۵۲ درصد افزایش نابرابری بین گروههای شغلی در این بازه زمانی با خودکارسازی مرتبط بوده و نزدیک به یکپنجم این اثر ناشی از رانتزدایی است. از منظر بهرهوری نیز تصویر چندان درخشان نیست زیرا ناکارآمدی در حذف رانتها باعث شده ۶۰ تا ۹۰ درصد منافع بالقوه بهرهوری از بین برود.
