کارگران الزاماً تماشاگران منفعل تورم نیستند و رفتار آنها خود بخشی از فرآیند تعدیل افزایش قیمتهاست. دستمزد فقط عددی ثابت در فیش حقوقی نیست بلکه حاصل چانهزنی، جابهجایی شغلی و واکنشهای تدریجی نیروی کار به فشارهای تورمی است. با اوجگرفتن تورم، برخی کارگران درخواست افزایش حقوق میکنند و برخی دیگر بهدنبال شغلهایی میروند که افت قدرت خرید را جبران کند. البته در این میان، تورم با لبخند یادآوری میکند که همیشه یک قدم جلوتر از حقوق ماه بعد ایستاده است.
این همگامشدن همیشه کامل و بیهزینه نیست. سرعت رشد دستمزدها معمولاً از شتاب افزایش قیمتها عقب میماند و همه کارگران از قدرت چانهزنی یا امکان تحرک شغلی برخوردار نیستند. نتیجه، شکاف بیشتر درآمدی و فشار شدیدتر بر گروههایی است که مهارتهای کمیاب یا موقعیتهای جایگزین ندارند. در این چارچوب، تورم فقط یک متغیر پولی نیست بلکه آزمونی است برای سنجش انعطافپذیری بازار کار و توان کارگران در حفظ ارزش نیروی کارشان.
