تحولات اخیر در تاپیکو با مدیریت شهیدیپور، نقطه عطفی برای این هلدینگ بزرگ بوده است. از همان آغاز مشخص شد که او با رویکردی علمی و تحولمحور وارد میدان شده و قصد دارد ساختارهای فرسوده و تکراری گذشته را کنار بزند.
سالها مدیریت برخی بخشها در انحصار چند نام محدود بود؛ حلقهای بسته که جریان توسعه را کند کرده بود. اقدام شهیدیپور در کنار گذاشتن این الگوی بسته، در واقع نوعی جراحی ساختاری و ضروری برای عبور تاپیکو از رکود مدیریتی بود.
جریهایی که امروز در رسانهها به دنبال علت تغییر برخی مدیران هستند، خود بهتر از هر کسی دلایل این جابهجاییها را میدانند. اما سکوت، مصلحتسنجی یا منافع محدود، باعث شده از بیان واقعیتها فاصله بگیرند.
آنچه شهیدیپور انجام داده نه سیاسی است و نه مبتنی بر سهمخواهی؛ بلکه حرکت به سمت تخصصگرایی، گردش نخبگان و پایان دادن به انحصار مدیریتی است. این دقیقاً همان مسیری است که صنعت برای افزایش بهرهوری و ارتقای عملکرد به آن نیاز دارد.
در کنار این اقدامات، لازم است تاپیکو تغییرات صورتگرفته را شفاف و دقیق برای افکار عمومی توضیح دهد. هر اندازه شفافیت بیشتر باشد، میدان برای گمانهزنیها و تحلیلهای مغرضانه کوچکتر خواهد شد.
اکنون زمان حمایت از این رویکرد اصلاحی است؛ رویکردی که فراتر از نامها و افراد، بر پایه تحول، تخصص و منافع ملی بنا شده است. این مسیر میتواند در نهایت به تقویت شرکتها و بهبود واقعی وضعیت بازنشستگان منجر شود.
