تمرکز مصرف در میان خانوارهای پردرآمد طی دهههای اخیر رو به افزایش گذاشته است. سهم بیشتری از خریدها، خدمات و هزینهکرد روزمره اکنون توسط گروهی کوچکتر اما ثروتمندتر انجام میشود. این روند معمولاً با توزیع نامتوازنتر درآمد همراه است؛ جایی که رشد سریعتر داراییها و درآمدهای سرمایهای باعث میشود وزن اقتصادی افراد پردرآمد در الگوی مصرف کل جامعه بیشتر شود.
با آنکه این جابهجایی میتواند نشانهای از شکاف فزاینده میان گروههای مختلف باشد، اثر آن بر شکنندگی کلی اقتصاد چندان بزرگ نیست. وابستگی بیشتر اقتصاد به تصمیمات مصرفی گروهی کوچک، در نظریه میتواند حساسیت سیستم را به نوسانات مالی افزایش دهد اما بررسیها نشان میدهد تأثیر این تمرکز بر ثبات اقتصاد محدود است. در عمل، اگرچه نابرابری و تمرکز قدرت خرید افزایش یافته اما پیامدهای آن بر پایداری اقتصاد بیشتر در حد یک ضعف جزئی ارزیابی میشود تا یک تهدید جدی.
