یازده ماه است که بانک مرکزی بدهی خود به واردکنندگان نهادههای دامی را پرداخت نکرده؛ یازده ماهی که حالا نتیجهاش بهوضوح در مرغداریها دیده میشود. انبارها خالی شده، ذخایر به پایان رسیده و مرغداران برای جلوگیری از گرسنگی مرغها مجبورند نهادهها را با دو برابر قیمت از بازار آزاد تهیه کنند.
در ظاهر، این ماجرا چند رقم ارزی است که پرداخت نشده، اما در واقعیت، پای امنیت غذایی کشور در میان است. وقتی خوراک نباشد، مرغ و تخممرغی هم نخواهد بود — یا اگر باشد، با قیمتی که دیگر در سفره خیلی از خانوادهها جایی ندارد.
مرغداریهای کوچک، که ستون تولید در استانها هستند، دیگر تاب ادامه ندارند. آنها نه انبار دارند، نه سرمایه کافی، و حالا زیر بار بدهی و فشار قیمتی در حال خم شدناند. در واقع، تولیدکننده در حال پرداخت هزینه سیاستهای پولیای است که ربطی به او ندارد.
بانک مرکزی شاید نگران نقدینگی و تورم باشد، اما واقعیت این است که این تأخیر خود به تورم دامن میزند. وقتی تولید متوقف شود و کالا کمیاب گردد، قیمتها بالا میرود. کنترل تورم با بیتوجهی به تولید، مثل خاموش کردن آتش با بنزین است.
اکنون زمان تصمیم است: یا بانک مرکزی بدهی ۱۱ ماهه خود را تسویه میکند و زنجیره تأمین را از قفل خارج میسازد، یا باید منتظر جهش قیمتها و کمبود کالا در بازار باشیم. بحران امروز در مرغداریها، اگر همین روزها مدیریت نشود، فردا مستقیماً به سفره مردم میرسد.
فراموش نکنیم؛ گرسنگی مرغها، آغاز گرسنگی مردم است.
