سخنان اخیر علی خضریان در مجلس درباره علی احمدنیا و اشارهاش به «زنده شدن پدیدهای به نام احمدینژاد» را میتوان نشانهای از نگرانی عمیق بخشی از جریان اصولگرا نسبت به تکرار چرخهای دانست که کشور یک بار هزینههای سنگینی برای آن پرداخته است.
خضریان با یادآوری «بگمبگمهای احمدینژاد» عملاً زنگ خطر بازگشت یک روش سیاستورزی مبتنی بر هیجان، افشاگریهای بیضابطه و دوقطبیسازی را به صدا درآورد. مسأله فقط یک فرد یا نام نیست، بلکه تفکری است که با شعار عدالتخواهی، اما بدون منطق حکمرانی، کشور را وارد گرداب بحرانهای تازه میکند.
واقعیت این است که جامعه ایران از تجربه احمدینژادیسم تنها خاطرهای احساسی ندارد، بلکه زخمی عمیق از بیانضباطی اقتصادی، سیاست خارجی پرتنش و گفتمان تقابلمحور به یادگار دارد. اکنون که برخی چهرهها در پی احیای همان روشها هستند، سخنان خضریان نوعی واکنش درونجریانی محسوب میشود؛ تلاشی برای هشدار از تکرار تاریخ، پیش از آنکه دوباره دیر شود.
سیاست، بیش از هر چیز نیازمند خرد، صداقت و نظم در گفتار و رفتار است. هرگاه هیجان و شعار جایگزین عقلانیت و تدبیر شده، هزینه آن را مردم پرداختهاند. شاید وقت آن رسیده است که همه جریانهای سیاسی، فارغ از نامها و رنگها، به جای بازتولید چهرههای پرمسأله گذشته، به دنبال الگوی جدیدی از حکمرانی اخلاقی و عقلمحور باشند.
