قدیمی ها می گفتند بهتر است در حجره را تخته کنیم چون بازار نیست. حکایت این روزهای اقتصاد ما شده همان درد قدیمی رکود و تورم هم زمان که مردم را بیچاره کرده و تمام آمارها نشان دهنده یک اقتصاد ورشکسته و مردمی گرفتار در تله گرانی و تورم هر روزه است! رئیس جمهور مملکت خودش به وضوح دلیل این شرایط را می گوید: چرا تورم داریم؟ چون دولتی درست کردیم حجیم و بزرگ و به عنوان دولت داریم پولی که نداریم را، چاپ می کنیم که بدهیم به ادارات و سازمان ها! می خواهیم جمعش کنیم؛ صداها درآمده که به من دست نزن! جاهای در این کشور هست که صدها میلیارد تومان برای کشور هزینه دارند اما ۱۰ تومن هم فایده ندارند، می خواهیم جمع شان کنیم، می گویند ضد فلانی است و نمی گذارند کارمان را انجام دهیم.
به هر سوی این اقتصاد می نگریم با یک فاجعه مواجه هستیم از خیانت صاحبان بانک آینده به این مردم و انتقال دیون این مجموعه به بانک ملی که بگذریم و آن را انتخابی میان بد و بدتر تلقی کنیم، ده ها مولفه دیگر این اقتصاد هم در شرایط بحرانی است و اگر این روند ادامه یابد " حجره ها تخته خواهد شد".
براساس دادهها و ارقام بانک مرکزی، تعداد چک های برگشتی نسبت به سال گذشته حدود سی درصد افزایش داشته است. چرا؟ چون چرخ اقتصاد نمی چرخد و ما در عصر بی دولتی در عرصه اقتصادی حضور داریم. همه چیز موکول به آینده است و رئیس بانک مرکزی هم قصد استعفا ندارد و خود را لایق ترین فرد جهت حل بحران افزایش قیمت ارز می داند!
این مردم عریان که به خیابان نمی توانند بیایند! باید لباس تهیه کنند. شما بروید و سری به بازار پوشاک بزنید. رئیس اتحادیه پوشاک اصفهان می گوید:افزایش قیمت پوشاک داخلی بیش از آنکه حاصل سودجویی بازار باشد، نتیجه گرانی مواد اولیه است؛ موضوعی که به گفته وی ، در صورت تداوم، چراغ بسیاری از کارگاه های کوچک را خاموش خواهد کرد.
در نمونه ای دیگر، آمارهای رسمی نشان می دهد سطح رفاه خانوارهای شهری در ایران در سال ۱۴۰۴ باز هم کاهش یافته و مخصوصاً قدرت مردم برای خرید مواد غذایی از جمله گوشت و مرغ، لبنیات و تخم مرغ و برنج، افتی قابل توجه داشته است.
هر خانوار شهری به ازای هر نفر، به طور میانگین ماهانه ۴۲۰ هزار تومان صرف خرید گوشت قرمز و سفید و محصولات پروتئینی میکرده است. این رقم تقریباً معادل یک کیلوگرم مرغ و حدود ۵۰۰ گرم گوشت قرمز در ماه است.
نشانه ها و آمارها محدود به یک حوزه و یک بخش از اقتصاد نیست و ورشکستگی یا همان ناترازی عزیزان صاحب منصب، همچون موریانه تمام پایه های اقتصاد ایران را نابود کرده است. در جایی که به گفته مدیر دفتر بهبود تغذیه جامعه وزارت بهداشت: سالانه ۴۰۰ تا ۴۲۰ هزار نفر در ایران جان خود را از دست میدهند که طبق برآورد ها، حدود ۳۵ درصد از این مرگ و میرها به «کمبود ها و مشکلات تغذیه ای» مرتبط است.بر اساس این گزارش، کاهش مصرف لبنیات، گوشت، میوه و سبزیجات در کنار رشد چاقی در میان کودکان و زنان باردار و کمبود گسترده ویتامینها و املاح ضروری، به بحران تازهای در سلامت عمومی کشور انجامیده است که میتواند تهدیدی جدی برای نسل های آینده محسوب شود.
بر پایه برآوردهای وزارت بهداشت، سالانه در ایران دستکم ۱۰ هزار نفر در اثر کمبود اسیدهای چرب امگا ۳، حدود ۱۰ هزار نفر بهدلیل مصرف ناکافی میوه و سبزی و حدود ۲۵ هزار تن دیگر در پی کمبود غلات و نان کامل در رژیم غذایی جان خود را از دست میدهند.
۵۰ تا ۷۰ درصد از جمعیت ایران نیز با کمبود ویتامین دی روبهرو هستند؛ بحرانی که پیامد مستقیم آن ضعف سیستم ایمنی و افزایش بیماریهای استخوانی است.
و شاید مهمترین بخش از دغدغه های مردم که کارد را به استخوان آنها رسانده، بحث اجاره بهای مسکن به خصوص در تهران و کلان شهر ها است. خانواده های شهری تهران نزدیک به ۶۰ درصد از هزینه هایشان را به مسکن اختصاص می دهند، و پس از آن استانهای همجوار مانند البرز و استانهایی با بازارهای گردشگری یا شهری گران مانند مازندران و گیلان نیز بار بالایی را تحمل میکنند.
در تن رنجور مردم این سرزمین ، با این حجم از فشارها و ناکارآمدی ها و گرانی ها جانی نمانده است. تازه در این مقال به بیکاری ، ورشکستگی گازی، ورشکستگی آبی، ورشکستگی برقی و فساد ها و رانت های گسترده نپرداختیم که همین قدر هم دل آدمی به حال خودش و اطرافیانش و تجار و تولیدکنندگان کشور، می سوزد و آتش می گیرد.
حضرات!
اندکی بیشتر سطح بحران اقتصادی را جدی بگیرید و برای آن راه حل عینی روی میز بگذارید و اجرایی اش کنید به قول علما " وقت تنگ است و اعمال بسیار".
