وی در ادامه افزود : در میان اصلاحطلبان ما که به نام روزنهطلب و واقعگرا مطرح شدهاند، آن واقعیتی را که خود میخواهند از وضعیت سیاسی و بافت قدرت و تافت قدرت و به اصطلاح روابط نامتقارن نیروها در جامعه ما جستوجو بکنند و نامش را واقعیت و انطباق با واقعیت مینامند.همانگونه که عقلانیت اینگونه است که ما یک عمل عقلانی داریم، یک کنش عقلانی داریم؛ کنش عقلانی از منظر چه کسی؟ عقل از منظر چه کسی؟ در مورد عقل تعاریف بسیار گوناگونی صورت گرفته و حکم عقل به گونهای است که بالاخره هر کسی میتواند به شکلی عقلانیت را تعریف کند و کنش خود را عقلانی جلوه دهد.
دکتر تاجیک معتقد است : من بیشتر نوع کلبیمسلکی میبینم تا نوعی واقعگرایی، یعنی تن دادن به شرایط و این که شرایط جبرگونههایی دارد که آن جبرگونهها بر ما تحمیل شده و جز این نمیتوانیم کاری انجام دهیم. این یک بحث دیگری است که در مورد جریان واقعگرایی یا اعتقاد به کلبی مشربی اصلاحطلبی مشاهده میشود.
آنهایی که به دنبال رفراندوم هستند، احساسشان این است که ما به یک دوران و وضعیت تاسیسی رسیدهایم. در این وضعیت تاسیسی حتی بقای نظم و نظام کنونی در گرو نوعی تاسیس رادیکال نهفته است؛ یعنی ما نمیتوانیم به اصطلاح با اصلاحات ملایم، اصلاحات به اصطلاح محافظهکارانه مشکل را حل کنیم.
