سیاست پولی فقط از مسیر نرخ بهره عمل نمیکند و ماجرا خیلی شلوغتر از یک عدد روی تابلوی بانک مرکزی است. کاهش نرخ بهره، قیمت داراییهای ریسکی مانند سهام و مسکن را بالا میبرد و ارزش پرتفوی خانوارها را تغییر میدهد؛ البته بهشرطی که اصلاً پرتفویی در کار باشد چون همه قرار نیست با شنیدن خبر سیاست پولی، صبح فردا ثروتمند بیدار شوند. خانوارهایی که دارایی مالی بیشتری دارند یا سبدشان ریسکپذیرتر است، افزایش ثروت ملموستری را تجربه میکنند و مصرفشان سریعتر واکنش نشان میدهد در حالیکه گروههای کمدارایی معمولاً فقط تماشاگر این تغییرات هستند.
تفاوت در ریسکگریزی، دسترسی به بازارهای مالی و ترکیب داراییها باعث میشود یک سیاست پولی واحد، آثار توزیعی متفاوتی داشته باشد. شوکهای مشابه میتوانند مصرف برخی گروهها را تقویت کنند و برای برخی دیگر تقریباً بیاثر باشند. نتیجه این است که تحلیل سیاست پولی بدون توجه به توزیع ثروت و ریسک، تصویری ناقص ارائه میدهد چون موفقیت در میانگین، لزوماً به معنای بهبود برای همه نیست.
