در دوره مدیریت علیرضا زاکانی در شهرداری تهران، تصمیمگیریها عمدتاً بهصورت یکطرفه و از بالا به پایین انجام میشود؛ گویی شهر نه برای شهروندان، بلکه برای آزمون سلیقههای مدیریتی طراحی شده است. در این رویکرد، نقش کارشناسان و مشارکت مردم کمرنگ شده و بسیاری از پروژهها بدون بررسیهای دقیق اجرا میشوند. تغییرات صورتگرفته در فضاهای نمادین شهر از جمله اطراف تئاتر شهر، نمونهای از همین نگاه شتابزده است؛ اقداماتی که به جای حفظ هویت فرهنگی و تاریخی تهران، با انتقاد گسترده متخصصان و افکار عمومی روبهرو شدهاند.
از سوی دیگر، ساخت سازههایی مانند چایخانهها در نقاط مختلف شهر، بدون توجه به بافت اطراف، به آشفتگی بصری و کاهش کیفیت فضاهای عمومی انجامیده است. این اقدامات در کنار بیتوجهی به مشکلاتی مانند آلودگی هوا و اجرای ناقص قوانین مرتبط، نشان میدهد مدیریت شهری بیش از برنامهریزی علمی و مشارکتی، بر تصمیمهای دستوری تکیه دارد؛ روندی که میتواند به تضعیف هویت شهری و افزایش فاصله میان مدیران و شهروندان منجر شود.
