در برزیل و مکزیک، پیوند میان رشد اقتصادی و بیکاری روستایی بهشدت از تغییرات اقلیمی اثر میگیرد؛ انگار آبوهوا تصمیم گرفته هر وقت حوصلهاش سر رفت، اقتصاد را هم تکان اساسی بدهد. خشکسالی و نوسانات بارش، بهرهوری کشاورزی را کاهش میدهد و در نتیجه فرصتهای شغلی کمتر میشود. این پیامدها تنها در یک منطقه نمیمانند و از طریق ارتباطات فضایی به نواحی اطراف منتقل میشوند، بنابراین اتکا به سیاستهای محلی بهتنهایی کارساز نیست و مدیریت این شرایط نیازمند نگاه گستردهتری است.
در مناطقی که اقتصادشان بیش از حد به کشاورزی وابسته است، شوکهای اقلیمی میتواند چرخهای از مهاجرت، بیکاری و کاهش سرمایهگذاری ایجاد کند. تقویت تابآوری اقلیمی، توسعه فعالیتهای غیرکشاورزی و همکاری منظم میان مناطق مختلف میتواند از شدت آسیبها بکاهد. تحلیلهای فضایی نیز نشان میدهد که برنامهریزی منسجم در سطح ملی برای مهار اثرات سرریز و مدیریت چالشهای مشترک ضروری است.
