در دیدگاههای جدید حوزه تجارت بینالملل، تصمیم بنگاهها برای ورود به بازارهای صادراتی تنها به یک سطح ثابت از بهرهوری وابسته نیست. در این رویکرد، آستانههای لازم برای صادرات به صورت مجموعهای از منحنیها در نظر گرفته میشوند که تحتتأثیر تفاوتهای واقعی میان بنگاهها قرار دارند. این نگاه تازه توضیح میدهد که هزینههای ثابت ورود برای همه شرکتها مشابه نیست و میتوان با استفاده از دادههای سود و شاخصهای مرتبط با هزینه، تصویر دقیقتری از رفتار بنگاهها در تصمیمگیری صادراتی ارائه داد.
بررسیهای تجربی انجامشده در این چارچوب نشان میدهند که احتمال ورود یک بنگاه به بازار خارجی با عواملی مانند میزان فروش داخلی، سطح بهرهوری و شدت هزینههای ثابت تغییر میکند. به بیان دیگر، آستانهای واحد و ازپیشتعیینشده وجود ندارد بلکه موقعیت هر بنگاه با توجه به ویژگیهای خاص آن تعیینکننده است. چنین برداشتی به پژوهشگران کمک میکند مدلهای واقعیتری بسازند و پیشنهادهای سیاستی دقیقتری برای تقویت صادرات بنگاهها ارائه دهند.
