در سالهای اخیر، دولت با مجموعهای گسترده از بحرانها و ناترازیهای ریشهدار روبهرو شده است؛ بحرانهایی که در نظام بانکی، انرژی، بودجه و صندوقهای بازنشستگی شکل گرفته و نتیجه سالها انباشته شدن مشکلاتاند. تلاشهایی برای ساماندهی وضعیت انجام شده اما بخش زیادی از توان دولت صرف کندکردن روند تشدید ناترازیها شده و هنوز زمینه لازم برای اصلاحات اساسی و پایدار فراهم نشده است. محدودیت منابع، تعهدات مالی سنگین و نبود برنامهریزی میانمدت باعث شده بیشتر اقدامات رنگ و بوی مدیریت کوتاهمدت داشته باشند.
در همین حال، بازار سرمایه نیز در وضعیت پرابهامی قرار دارد. نبود ثبات در فضای سیاسی و اقتصادی، قدرت تصمیمگیری بلندمدت را از بنگاهها و سرمایهگذاران گرفته است. به همین دلیل، بازار در نوعی تعلیق و انتظار به سر میبرد و واکنشهای کوتاهمدت بر آن غلبه دارد. در مجموع، هرچند برخی سیاستها میتوانند از بدتر شدن شرایط جلوگیری کنند اما برای رسیدن به رشد پایدار و قابلاتکا کافی به نظر نمیرسند.
