سیاستهای سختگیرانه بانک مرکزی در حوزه رمزارزها بهجای ایجاد ثبات، موجب گسترش فعالیتهای غیررسمی و خروج سرمایه از کشور شده است. ماهیت صنعت رمزارز با سایر بخشها متفاوت است و بهدلیل دسترسی آسان مردم به پلتفرمهای خارجی، محدودیتهایی مانند تعیین سقف برای خرید تتر، عملاً بازار داخلی را تضعیف و داراییها را به سمت صرافیهای بینالمللی هدایت میکند.
این نوع رویکرد محدودکننده تنها به حوزه رمزارز محدود نمیشود و در سایر بخشهای اقتصادی نیز نتایج مشابهی داشته است. سیاستهای نادرست و چندنرخی بودن ارز موجب بحرانهایی در صنایع مختلف و حتی در بانکهایی شده که زیر نظر مستقیم بانک مرکزی فعالیت میکنند. چنین عملکردی نشان میدهد که تمرکز بر کنترل و محدودسازی بهجای تنظیمگری هوشمند، ریشه بسیاری از مشکلات اقتصادی است.
در نهایت، بیاعتمادی نهادهای قانونگذار به فناوریهای مالی نوین باعث از بین رفتن فرصتهای ارزشمندی مانند توکنایز کردن داراییها شده است. تا زمانی که نگاه سیاستگذاران از ترس و محدودسازی به پذیرش و حمایت تغییر نکند، بحرانهایی که از آنها واهمه دارند، خود بهدست همین سیاستها ایجاد خواهد شد.
