بانکهای مرکزی دیگر مانند گذشته نمیتوانند تنها با افزایش نرخ بهره، اقتصاد را کنترل کنند. بخش زیادی از بدهیها با نرخهای ثابت بسته شده و بسیاری از خانوارها و بنگاهها دیگر به تغییر نرخ بهره واکنشی نشان نمیدهند. به همین دلیل، تأثیر سیاست پولی بر تورم و رشد اقتصادی کمتر از گذشته شده است.
از سوی دیگر، اقتصادهای امروز بیشتر بر پایه خدمات و داراییهای نامشهود شکل گرفتهاند؛ شرکتها در حوزههایی مانند فناوری و نرمافزار، معمولاً از منابع داخلی خود تأمین مالی میکنند و کمتر به وام وابستهاند. این تحول باعث شده تا ابزار نرخ بهره دیگر محرک اصلی سرمایهگذاری و تقاضا نباشد.
در چنین شرایطی، اتکا صرف به سیاست پولی خطرناک است. برای حفظ ثبات اقتصادی، دولتها باید از سیاستهای مالی هدفمند و اصلاحات ساختاری بهره بگیرند. تنها با ترکیبی از بودجهریزی هوشمند، کنترل هزینهها و اصلاح نظام تولید میتوان اثرگذاری ازدسترفته سیاست پولی را جبران کرد.
