در سالهای اخیر، ترکیب عواملی همچون رشد شدید نقدینگی، افزایش تقاضا پس از دوران کرونا، و اختلالهای مکرر در زنجیرههای تأمین جهانی، باعث شده فشار قیمتی در ابعادی گستردهتر ظاهر شود. بنابراین، نگاه تکبعدی به ریشههای تورم نهتنها ناکافی است، بلکه میتواند سیاستگذاران را از مسیر درست منحرف کند.
در این میان، تحولات بازار کار نقش قابل توجهی در تشدید تورم داشته است. کمبود نیروی انسانی در برخی صنایع و افزایش سطح دستمزدها، هزینههای تولید را بالا برده و به تبع آن قیمت کالاها و خدمات نیز افزایش یافته است. همزمان، سطح بالای تقاضای مصرفکنندگان پس از رفع محدودیتهای قرنطینه و تزریق بستههای حمایتی دولت، زمینه را برای تشدید فشار تورمی مهیا کرده است.
کنترل چنین شرایطی مستلزم رویکردی جامع و چندلایه است. صرفاً دستکاری تعرفهها یا اقدامات کوتاهمدت نمیتواند چارهساز باشد. تنها با مدیریت هوشمندانه سیاستهای پولی و مالی، در کنار تقویت ظرفیت تولید و بهبود کارایی عرضه، میتوان تورم را در مسیری پایدار و قابل پیشبینی قرار داد.
